دنیا هنوز به ما چیزهای زیادی بدهکار است،،،
مثلا شنبه روزی شده و حوالی طلوع آفتاب رسیدم روبه روی باب القبله جناب قمر
کبوترها دسته دسته در حال عرض ارادت به حضرت هستند و من هم محو تماشای گنبد و
گلدسته های مشکی طلایی رنگِ دلبر شده ام…. دعای عهد در گوشم پخش میشود و همزمان
مشغول ادای دین و نذرم میشوم… شاید بپرسید صبح زود،روبه روی باب القبله چه دینی چه نذری؟
جواب دو کلمه بیشتر نیست، مادرِ ماه🌙
نامش که به ذهن خطور میکند موانع یکی یکی از بین میرود…
همان که در سخت ترین روزهای زندگی مادرانه پشت و پناهم بوده…
ام البنین (سلام الله علیها) را میگویم؛ سفره دار شنبه های کرببلا.

